افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

هر توانی را تکلیفی است و گاه بر توان مشاهده ، تکلیف توصیف نموده اند،چون چنین باشد،آنچه را می یابم باز خواهم گفت ، لیک می دانم که "سید"،قبیله ام را آموخت که جز از برای خدا ننگارید پس به امید آن روز که نماینده ی او (جل جلاله) به ملاقات دیوار نوشته هایم بیاید و آنچه را نیک می داند باقی گذارد که او خود باقی مانده ای زندانی است.

۳ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

در گیر و دار دعوای های سیاسی چند سال گذشته، این جمله ی امام که فرموده بود: "مجلس در راس امور است" دستخوش تاویلات و تفاسیر گوناگون شد. من نمی دانم که حق با کیست و اینکه آیا امام این سخن را برای موقعیتی خاص فرموده است یا نه؛ اما به نظر، حرفی کاملا صحیح برای تمام فصول زندگی انقلاب ماست.

مجلس موطن قانون است و قانون تبلور اجتماعی و سیاسی عقاید و اعتقادات یک ملت و حکومت است. ممکن است که عدم تمکین و اجرای قانون روزگار ناخوشایند این روزهای ما را رقم زده باشد، اما وجود قانون صحیح باعث می شود که خیر اندیشان و مصلحان در مبارزه با مفاسد، پناهی داشته باشند و در اتحاد افکار عمومی دستاویزی قوی در اختیارشان باشد.

پس اهمیت مجلس به خاطر وظیفه ی سنگین آن یعنی قانون گذاری است . برای هیچ کس پوشیده نیست که قانون گذاری نیاز به دانش وسیع و عمیق دارد. پس ما برای آنکه قانونی قوی و صحیح داشته باشیم نیاز به قانون نویسانی متخصص و اندیشمند داریم. درست است که حوزه ی قانون علم حقوق است اما مجلس برای قانون نویسی و نظارت، نیاز به تمامی تخصص ها دارد.

این ها همه به جای خود درست. ما نمی گوییم که فقط حقوق دان ها به مجلس بروند، اما می توانیم آرزو کنیم که فقط متخصصین به مجلس راه یابند. آن چه در نابسامانی این روزهای ما  نقش داشته،  رای ما به انسان های غیر متخصص اما خوش نما بوده است. افرادی که شأن قانون گذاری مجلس را نادیده می گیرند تا به مردم وعده های عمرانی و اجرایی بدهند. بدانیم و آگاه باشیم که یک نماینده نباید هیچ وعده ی اجرایی بدهد و اگر می دهد به رسالت خویش خیانت نموده و با مردمش صادق نیست.

حالِ این روزهای کمیسیون های به اصطلاح تخصصی مجلس بیشتر به مجالس بازنشستگان می خورد تا یک کمیسیون مجلس شورای اسلامی. هر که آردش را بیخته و الکش را آویخته به پشتوانه ی شهرتش پا به مجلس می گذارد و برای خالی نبودن عریضه راه کمیسیونی را پیش می گیرد. جالب است بدانید به گفته ی برخی نمایندگان همواره پر تقاضاترین کمیسیون های مجلس، کمیسیون هایی هستند که در اختصاص بودجه ی کشور نقش بیشتری دارند و کم طرفدار ترین کمیسیون ها، کمیسیون های فرهنگی می باشند.

همین امر کافی است تا بدانیم نمایندگانی که به مجلس می فرستیم به دنبال چه چیزی هستند. و به چه اندازه به تخصصی بودن کمیسیون ها اهمیت می دهند.

ما باید برای آبادانی کشورمان از تعصبات قومی قبیله ای، سیاسی و احساسی مان کوتاه بیاییم و به نمایندگانی رای بدهیم که تخصص و تعهد در خدمت به ایران اسلامی را داشته باشند. پس به امید روزی که مجلس ما، مجمعی متخصص از متخصصان دلسوز و متعهد باشد که خواب شب و عمل روزشان خدمت و خدمت و خدمت باشد.
۰ نظر ۱۷ دی ۹۴ ، ۱۲:۵۰
زندانی زندانی

چندی پیش در لابلای رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری گذشته، یکی از نامزدها در جواب رقیب خود سخنی را بیان نمود که بازگو کننده ی احساس بسیاری از رزمندگان ما در تابستان سال 67 بود.

آن عبارت این بود که: ” وقتی شما (دکتر ...) با میتران قهوه می خوردید، ما در جبهه موشک می خوردیم و

امروز در روز اجرایی شدن یک معاهده، مردی دو تابعیتی، از خاک ایران به سوی عمان و پس از آن به ایالت متحده ی آمریکا سفر خواهد کرد. مردی که ما همچنان نمی دانیم، چگونه در قالب مذاکرات هسته ای جای گرفت و چگونه از قاعده ی مذاکره تنها در چهارچوب هسته ای خارج شد.

رزمندگانی که در تابستان سال شصت و هفت خبر برجام به آن ها رسید، احساس می کردند که پشت سرشان خبرهایی است که با آنچه در پیش رو دارند مطابقت ندارد.

رزمنده هایی که سال ها بعد فرصت یافتند تا در یک مناظره ی تلویزیونی گوشه ای از حس مخفی مانده ی آن روزهایشان را بیان کنند.

شاید ما نیز روزی در قالب یک مناظره ی تلویزیونی سوالاتمان را از معاهده ی پانصد و نود و هشت جویا شویم. شاید روزی ما نیز از دیگرانی که امروز دستمان به آن ها نمی رسد بپرسیم که آیا رزمندگان خط انقلاب در فردای این کشور جایی دارند یا نه؟ ای کاش بی پروا جایمان را نشانمان می دادند و این گونه استخوان در گلو ما را تحمل نمی کردند. ای کاش منتظر عبور زمان و عبور مرگ از خط انقلاب نمی ماندند و ما را با تیغ های آخته سرجایمان می نشاندند. و ای کاش که فرمانی می رسید و به ما می گفتند که بر شماست که چشم هایتان را ببندید و قلم هایتان را بسوزانید. و ای کاش که ما به تابستان سال شصت و هفت نمی رسیدیم.

این روزها ، روزهای تلخی است  اما هدهدان سلیمانی خبر داده اند که روزهای تلخ تری در راه است. پس ای اهل آسمان شما از ما روی برنگردانید و به نسبت تلخی ایام ما، ابرهای حادثه را بگویید که بر ما شهد شیرین شهادت ببارانند.

۰ نظر ۰۷ دی ۹۴ ، ۱۲:۳۵
زندانی زندانی

در یکی از دیدارهای اخیر هیئت دولت و مقام معظم رهبری ، رهبر معظم انقلاب با اشاره به تجمیع وزارت های معدن، صنعت و تجارت در یک وزارت خانه از انجام این تجمیع در یکی از دوره های مجلس ابراز تعجب نمودند و عنوان داشتند که دلیل این تجمیع را متوجه نشده اند.

از این دست اقدامات در دوره های مختلف مجلس شورای اسلامی کم نیست اما مسئله به اینجا ختم نمی شود. یادم هست مرحوم پرورش که در چند دوره نماینده ی مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی بود و در دوره هایی موفق به حضور در هیئت رئیسه ی مجلس نیز شده بود، در یکی از برنامه های تبلیغاتی خود عنوان می کرد که من بر اساس همان رسالت معلمی ام در دوران حضور در هیئت رئیسه ی مجلس شورای اسلامی درخواست های رسیده از سوی نمایندگان محترم مردم را تصحیح می کردم و به آن ها نمره می دادم.

اگر بخواهیم از این حقایق تلخ از وقایع واقع در مجلس شورای اسلامی سخن بگوییم طاقت از کف خواهیم داد. اما سوال اصلی این است که چرا ؟ چرا مجلس شورای اسلامی ما دچار چنین مشکلاتی است؟

پاسخ این سوال را در این روزهای انتخابات به راحتی می توان مشاهده کرد. بی هیچ مقدمه باید گفت که اغلب مردم ما بر اساس تخصص و توانایی به نمایندگان خود رای نمی دهند. مسائلی مانند حمایت های کورکورانه ی قومی قبیله ای و یا برآورده شدن نیاز های مادی در سطوح مختلف شخصی و منطقه ای دلیل انتخاب یک نماینده در بسیاری از مناطق کشور ماست. از این دست شاخصه های زشت می توان از ظاهر، زن گرایی افراطی،  جهت گیری های ظاهری، شهرت های ورزشی و رسانه ای نام برد که همه گواه این حقیقت اند که ما در مواجهه با یک مجلس نامطلوب نه با یک مشکل سیاسی بلکه با یک مشکل فرهنگی-اجتماعی مواجه هستیم.

مجلس ما به طور کاملا شفاف، نمایی از دغدغه ها و اندیشه های مردم کشور ماست. ما در کشور نیاز مبرم به بالا بردن سطح فکری و فرهنگی ملتمان داریم و همین مشکل دیرینه، راهکار بسیاری از مشکلات هر روزه ی ماست. البته در این میان مردم از همه کمتر مقصرند. مقصر اصلی سیاستگذاران و مسئولان فرهنگی کشور هستند که نیرو و سرمایه لازم برای تحول و ارتقاء سطح فکری و فرهنگی مردم را صرف بازی های سیاسی و جناحی خود می کنند و راضی هستند که از جهل موجود در مسیر پیش برد خواهش های مادی و قدرت طلبی های خود استفاده کنند.

از این رو چاره ی کار در یک حرکت مردمی است. مردم ما باید خود با اتکاء به رسانه های دینی مانند مساجد و هیئات، اندیشه های رایج در میان خودشان را اصلاح و با تهاجمات وارده مقابله کنند تا با امداد های الهی در آینده شاهد مجالسی متعهد و متخصص باشیم که فهم درستی از قانونگذاری در آن بسط داشته باشد.

۰ نظر ۰۵ دی ۹۴ ، ۱۳:۵۱
زندانی زندانی