افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

هر توانی را تکلیفی است و گاه بر توان مشاهده ، تکلیف توصیف نموده اند،چون چنین باشد،آنچه را می یابم باز خواهم گفت ، لیک می دانم که "سید"،قبیله ام را آموخت که جز از برای خدا ننگارید پس به امید آن روز که نماینده ی او (جل جلاله) به ملاقات دیوار نوشته هایم بیاید و آنچه را نیک می داند باقی گذارد که او خود باقی مانده ای زندانی است.

پیرمردهایی برای فروش

سه شنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۳۶ ق.ظ

پیشتر داستان پیرمردی را شنیده بودم که به نزد هارون الرشید رفت تا حدیثی را از پیامبر نقل کند که خود از زبان مبارک رسول اکرم شنیده بود. از قضا حدیث هم درباره ی پیرمردها بود. لُبّ حدیث این بود که پیرمردها حریص می شوند و آرزومند.

امروز در صحنه ی انتخابات پیرمردهایی درون دروازه ی حریف ایستاده اند که در جوانی در محله ی ما بازی می کردند. اگر این حدیث را نشنیده بودم به سختی باورم می شد که بعضی آدم ها در هوس یک صندلی سبز پشت می کنند به آبروی خودشان و نان از دست آن دیگری می طلبند.

یادم می­آید به نشست برلین، به قتل های زنجیره ای، به کوی دانشگاه، به عالیجنابان رنگارنگ، به وزیر فرهنگ متواری، به معامله بر سر حزب الله لبنان، به روزنامه های زنجیره ای، به سعید عسگر و پروژه ایکس، به مجلس ششم و به عاشورای سال 88.

برادران دیروز، ای رهروان ناکجاآباد! رفقای جدیدتان عجب کارنامه درخشانی دارند. خوب که نگاه می کنم میبینم این لباس رنگارنگ بر تنتان زار می زند. معلوم است این پارچه ی انگلیسی سبز با آن نقش های بنفش و این مارک های فرنگی اش به دست خیاطی پیر و فرتوت دوخته شده است که این همه بد بر قامتتان می ایستد.

مبارکتان باشد در آستانه ی کهن سالی و شاید باید گفت چه سرنوشت غم انگیزی.

۹۴/۱۲/۰۴
زندانی زندانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">