افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

هر توانی را تکلیفی است و گاه بر توان مشاهده ، تکلیف توصیف نموده اند،چون چنین باشد،آنچه را می یابم باز خواهم گفت ، لیک می دانم که "سید"،قبیله ام را آموخت که جز از برای خدا ننگارید پس به امید آن روز که نماینده ی او (جل جلاله) به ملاقات دیوار نوشته هایم بیاید و آنچه را نیک می داند باقی گذارد که او خود باقی مانده ای زندانی است.

چهار سال پیش که کاندیدای جریان بهار رد صلاحیت شد و انتظار هواداران آن جریان برای ورود خیراندیشان نظام، بی نتیجه ماند، بسیاری از دوستان ما راهشان را جدا کردند.

یادم هست یک دوستی، پس از این ماجرا مطلبی نوشت و در آن تلویحا اعلام کرد که دیگر همخوانی میان مکتب موسای انقلاب و هارونش نمی بیند.

امروز هم از همان روزهاست. بی آنکه با کسی سخن گفته باشم، می دانم که بسیاری از دوستان ما که خود را مهیای حضور در عرصه ی انتخابات می کردند و تصمیمشان را نیز گرفته بودند، احساس سرشکستگی می کنند و هر یک به میزان صبر و پایبندیشان به اصول مسلم انقلاب، عمل خواهند کرد.

بیایید امروز همه با هم یک بار دیگر داستان طالوت و جالوت را مرور کنیم. بیاییم دوباره مانند بنی اسرائیل اندیشه ی خود را بر اندیشه ی ولی برتری ندهیم. که اگر تفاوتی میان فهم ما و فهم ولی نبود، اصولا ولایتمداری معنا نداشت. ولایت مداری آنجایی معنا می یابد که فهم ما با فهم ولی در تعارض باشد و اینجاست که عمل ما باید مطابق فهم ولی باشد.

اما سخنی دارم با خناسانی که دهان به یاوه گشوده اند. شما که امروز از این توصیه و رنجش برخی برادران کم صبر ما خرسندید، بهتر است اگر شهامتش را دارید، همان کاری را بکنید که نامزد انتخاباتی دوستان ما کرد. شما هم اگر شهامتش را دارید نامزد های مورد نظرتان را برای دریافت نظر مشورتی، به خدمت حکیم قوم بفرستید و بعد اگر رویتان شد آن را منتشر کنید.

بسیاری از آقایانی که شما زیر بیرقشان سینه میزنید، در بسیاری از موارد از فرمان روشن ولی سرپیچی کرده اند. حال جالب است که شما مدعی ولایت مداری شده اید. هنوز هم که هشت سال از آن ماجرا می گذرد، هر گاه که بزرگ امت سخن از نابخردی های شما می کند، به نیش و کنایه پنجه بر فرمانش می کشید، اما به هنگام نان به نرخ روز خوردن، دست می اندازید بر بیرق ولایت مداری.

من نمی دانم که اصحاب فتنه و دوستان "نشست برلین" و رسوایی "مک فارلین" و آقایان "تقریبا هیچ" چگونه رویشان می شود که ما را به سفارش جان جانمان شماتت کنند؟ اگر قرار بود که نظر پیرمرادمان درباره ی شما و عملکردتان نیز اینگونه مخلصانه و صمیمی بیان شود که دیگر از دروازه های شهر راهتان نمی دادند.

تجربه ی ولایت مداری شما پس از نماز جمعه ی سال 88 حکیم فرزانه ی امت، نمایان شد. شما صاحبان نامه ی بی سلام و والسلام هستید، شما همان هایی هستید که تشت اسلام رحمانیتان از آسمان افتاده است. شما همان آقایانی هستید که به فرمان ولایت، وزیرتان را بردند تا دستاوردهای دفاعی این مرز و بوم را نشانش دهند بلکه دست از یاوه گویی بردارد. چقدر جواب شنیده اید و امروز ما را به یک نصیحت برادرانه شماتت می کنید.

ما سرفرازانه از هر نصحیت و امری اطاعت می کنیم. این مایه ی افتخار ماست که ما را لایق دانسته اند تا نصیحتمان کنند. ما سرافرازیم که هارون خمینی در ما زمینه ی فرمان برداری را می بیند که فرمانمان دهد. ما خرسندیم که پدر امت، چون فرزندی خلف ما را نصیحت می کند، که ناخلفان را دیگر امید رستگاری نیست.

۹۵/۰۷/۰۵
زندانی زندانی

نظرات  (۵)

احسنت. ایکاش در این برهه حساس حتی خناسانی که در متن بیان کردید را هم تحریک نکنیم و هر چقدر که می توانیم از دوقطبی کردن جامعه فاصله بگیریم. چون عده ای حامیان افرادی هستند که شما انها را خناس لقب دادید که نمی شود همه حامیان را اینگونه خطاب کرد. بخشی از این حامیان طرفداران انقلاب هستند.
پاسخ:
منظور از عبارت خناس دقیقا همان کسانی هستند که عبارت زیر به آن ها اشاره دارد:
"دشمنان هم که گوش خواباندند استفاده کنند. ببینید، حواستان جمع باشد. خب به رادیوی «فردا» یا رادیو‌ی «بی‌بی‌سی» چه ارتباطی دارد این قضیه؟ می‌پردازند، بحث می‌کنند، تحلیل می‌کنند، علت چیه، چرا گفتند، این چیست معنایش؟ این معنایش این است که دشمن می‌خواهد استفاده کند. ما چه کار باید بکنیم؟ ما باید نقطه‌ی مقابل دشمن حرکت بکنیم."
جان جانمان غلطه
جان جانانمان! 

عالی بود. احسنت
جواد عزیز!
هر چند دلمان از هرچه «روحانی نما» و «خالیباف» است گرفته - که با فیش ها و املاک نجومی شان، تیشه به ریشه می زنند - اما چنانکه به خوبی نوشته ای، تنها یک امید ما را برای مجاهدت در برابر تاریکی، استوار می کند:

 «... ما را لایق دانسته اند تا نصیحتمان کنند»



ایجاد دو قطبی در انتخابات به نفع هر دو قطبه. درسته که احمدی نژاد توی شهرهای کوچک خیلی رای داشت و احتمال رییس جمهور شدنش خیلی بیشتر از روحانی بود، اما از اونطرف توی شهرایی مثل اصفهان و تهران خیلیها بودن که برای اینکه احمدی نژاد رای نیاره میرفتن به اون یکی قطب رای میدادند.
رای روحانی توی دور اول بسیار شکننده بود و عملکردش هم آنقدر بد بوده که این رای رشد که نمیکنه ریزش هم خواهد داشت (برخلاف دو رییس جمهور قبلی که در دور دوم رشد رای را داشتند).
بنظرم رهبری با این حرکت راه را برای فعالیت اصولگراها خیلی هموار کرد. اونا الان میتونن با انتخاب یه گزینه صحیح دولت را به چالش بکشند و توی فضای غیراحساسی رای خوبی جمع کنند.
اگه توجه کرده باشید رهبر هم به وحدت همه نیروها خصوصا "نیروهای مومن و انقلابی" اشاره کردند. اگه احمدی نژاد میومد این اتفاق رخ نمیداد. حالا توپ توی زمین اصولگراهای "واقعیه" که اول فریب اصولگرانماهای وابسته به منابع قدرت را نخورند و  در ثانی بگردن یه مهره ای پیدا کنن که بتونه در مقابل روحانی درست و متقن استدلال کنه و از اونطرف به جای خودش مثل اونا سیاست و پدرسوختگی لازم را داشته باشه.

اما فکر میکنم دلیل اصلی این حرکت رهبری اینه که فضای منطقه و تحرکات غربیها توی انتخاب سُفراشون نشون دهنده اینه که دنبال این هستند توی کشور یه بلبشویی ایجاد کنند و حتی شاید توی شلوغیها داعش را سر ریز کنند داخل کشور که حرکت رهبری احتمال این خطر را کم کرد. توی اوضاع فعلی منطقه و اوضاع وخیم کشور، مملکت نمیتونه یه برنامه ای بدتر (یا حتی همانند)  فتنه 88 را تحمل کنه.
"من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید"

از یاد نبردیم که این اولین باری نیست که رهبری به کسی نصیحت میکنند که توی انتخاباتی شرکت نکنند.
قبل از انتخابات سال 88 قالیباف تحرکات بسیار زیادی داشت که نشان دهنده حضورش توی انتخابات بود اما اخبار غیررسمی همون سالها میگفت که  در جایی گفته بود: احساس تکلیف میکنم که در انتخابات شرکت کنم ، رهبری هم پیغام داده بودند که شما فعلا تکلیفی ندارید. در نتیجه فعالیتهاش را تعطیل کرد و ستادهاش به دو دسته تقسیم شدند، دسته ای برای رضایی و تعدادی هم برای موسوی کار میکردند.

حالا فرض کنید شخص ساده ای مثل قالیباف اگه سال 88 اومده بود، به احتمال زیاد یا مثل آقا محسن به جک تبدیل شده بود، شاید هم الان توی حصر بود.
مطمئنا این نصیحت به نفع آقای احمدی نژاد هست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">