افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

هر توانی را تکلیفی است و گاه بر توان مشاهده ، تکلیف توصیف نموده اند،چون چنین باشد،آنچه را می یابم باز خواهم گفت ، لیک می دانم که "سید"،قبیله ام را آموخت که جز از برای خدا ننگارید پس به امید آن روز که نماینده ی او (جل جلاله) به ملاقات دیوار نوشته هایم بیاید و آنچه را نیک می داند باقی گذارد که او خود باقی مانده ای زندانی است.

ابد و یک روز

چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۳۱ ب.ظ

فیلم ابد و یک روز از نظر ساخت در سینمای ایران فیلم بسیار خوبی است. صحنه پردازی مناسب، فیلمنامه ی سرپا، بازیگران توانا و کارگردانی خوب همه نوید بخش یک فیلم تأثیر گذار است. این نکته را همین جا به یادگار داشته باشید؛ فیلم خوب از لحاظ ساخت؛ فیلمی است که در ناخودآگاه شما اثر بگذارد و اصولا کار سینما همین است. از اینجاست که شعار نویسی و بیانه ی خوانی در فیلم که این روزها در سینمای ما رواج فراوان دارد- کار ابتری است. تنها فیلم هایی به یاد مخاطبان می مانند که تأثیر عمیقی بر ناخودآگاه آنان گذاشته باشند و احساسات پنهان آنان را با خود درگیر نمایند. ابد و یک روز چنین فیلمی است. بازی نوید محمد زاده قوی ترین نقطه ی فیلم است. حتی از کارگردانی هم کمی بالاتر است. بعد می توان به بازی خوب نقش اول مرد فیلم اشاره کرد. گرچه تناژ صدای او کمی شمال شهری می نماید اما چهره، طرز بیان و حالات حرکتی را خوب از آب در آورده است. بازی دیگر بازیگران فیلم هم قابل قبول است. مشخص است که نویسنده فضای داستان را به خوبی می شناسد و فکر همه ی قصه را کرده است. شاهد این سخن آن است که وقتی قصه را از آخر به اول می چینی، نکته ی اشتباهی در آن نمی یابی. در پایان باید گفت که فیلم از لحاظ ساخت بی شک یکی از ده فیلم برتر تاریخ سینمای ایران تا امروز روز است.

اما ابد و یک روز فیلم مناسبی نیست. برای بیان این مدعا باید مقدمه ای را به عرض برسانم. بدیهی است که جملات خبری نمی توانند از پیامی مشخص تهی باشند. این معنای در مقابل معنای استفهام است. یعنی شما یا می پرسید که"آیا ابد و یک روز فیلم خوبی است؟" که این می شود استفهام و یا می گویید"ابد و یک روز فیلم خوبی است" که این می شود جمله ی خبری. سینما اصولا و به هیچ وجه جای استفهام نیست. اگر هم استفهامی در "سینمای درست" رخ می دهد استفهامی است که تایید یا انکار موضوعی را در بطن خود دارد. سینما هیچ گاه سوال بدون پیام نمی پرسد. و حتی سکوتش هم پیام به دنبال دارد. مثلا اگر شما یک واقعه تلخ را در سینما به نمایش بکشید و بعد در ظاهر هیچ موضعی نسبت به آن اتخاذ نکنید، در حقیقت با بیان تلخ آن واقعه شما نیز بر تلخی آن صحه گذاشته اید و موضع خود را در برابر آن مشخص نموده اید.

نکته ی بعد آن است که سینما اصولا و عملا و ذاتا هیچ گاه نمایی خام از زندگی واقعی نیست. این حکم حتی در مورد فیلم های مستند نیز صدق می کند. این کارگردان است که تصمیم می گیرد، دوربینش را کجا قرار دهد و از چه نمایی و از چه زاویه ای به زندگی واقعی نگاه کند. بعد هم که به تدوین می نشیند اوست که تصمیم می گیرد این نماها در فیلم چه رابطه ای با یکدیگر خواهند داشت. پس این ادعا که ما تنها واقعیت های موجود را به تصویر می کشیم، حرف گزافه ای است که بیشتر به یک فریبکاری عامیانه شبیه است.

ابد یک روز فیلم مناسبی از لحاظ پیام و محتوا نیست. چرا که تأثیری که در ناخودآگاه مخاطب می گذارد، تآثیر مثبت و رو به جلویی نیست. فیلم خوب فیلمی است که جامعه ی خود را به شجاعت، وفاداری، غیرت، مهربانی و دیگر صفات انسانی تشویق نماید. فیلم از ابتدا برادر بزرگ تر را به عنوان حامی خواهر مورد مجادله و قهرمان داستان نشان می دهد و در پایان به مخاطب می فهماند که او نیز کاری جز فریب انجام نمی داده است. و قهرمان داستان بدون آنکه راهکاری برای مشکلاتش بیابد بازمی گردد به همان جهنمی که در آن گرفتار بود. در واقع هیچ یک از شخصیت های موجود در زندگی قهرمان داستان قابل اتکاء نیست حتی "مادر" که همیشه مرجع و مآمن فرزندان است. بهترین نتیجه ای که از این فیلم می توان گرفت این است که؛" باید این زندگی کوفتی را تحمل کرد". این البته برداشت بسیار انسانی و اخلاقی داستان است. در مقابل این برداشت، رویکرد دیگری مطرح می شود که "خود خواه باش و برو". نکته ای که باقی می ماند این است که این زندگی سیاه است اما دعوا بر سر تحمل یا فرار از چاله به چاه است. پس در سیاهی این زندگی شکی نیست.

این ها همه در صورتی است که حتی اگر زندگی مردمان ما به همین اندازه که فیلمسازان می پندارد سیاه باشد، نباید بر سرشان کوبید که شما چقدر بد بختید، بلکه رسالت هنرمند امیدوار کردن و امید دادن به جامعه است. در تاریخ سینما هنرمندانی بوده اند که از یک ملت شکست خورده ی مفلوک، یک شیر شجاع جنگجو ساخته اند اما متأسفانه امروز ما برای آنکه تعهد خود را به جامعه ی روشنفکر مریض و از زندگی بریده ی خود اثبات کنیم، بر سر سیاهنمایی زندگی مردمانمان مسابقه گذاشته ایم. این آرمانی است که جایزه های جهانی برای ما ترسیم می نمایند. وقتی که قرار است دشمن بگوید چه چیزی بسازید، از پیش معلوم است که ملت بهره ای از کار ما نخواهند برد. البته ممکن است فیلمسازان خودآگاه چنین نکنند و تحت تأثیر جوّی باشند که برایشان مهیا شده اما به هر حال سیاستگذاران سینمای کشور-اگر سیاست گذاری وجود داشته باشد و یا اگر سیاست گذار خودش مریض نباشد- موظفند که از صلاح ملت با تشویق و تنبیه خود صیانت نمایند.

امید است توانایی های خوب فیلمسازان در عرصه سینما با اندیشه هایی گره بخورد که حتی اگر تقیدی به دین و آرمان های دینی ندارند، حداقل به فکر منافع ملی مردمان خود باشند.
۹۵/۰۹/۱۷
زندانی زندانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">