افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

هر توانی را تکلیفی است و گاه بر توان مشاهده ، تکلیف توصیف نموده اند،چون چنین باشد،آنچه را می یابم باز خواهم گفت ، لیک می دانم که "سید"،قبیله ام را آموخت که جز از برای خدا ننگارید پس به امید آن روز که نماینده ی او (جل جلاله) به ملاقات دیوار نوشته هایم بیاید و آنچه را نیک می داند باقی گذارد که او خود باقی مانده ای زندانی است.

آخرین دیدار

يكشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۸ ق.ظ

تقدیم به دردانه های ولی عصر «عج الله تعالی فرجه شریف» که آبروی شیعه در دوران تمدن وارونه ی دنیاپرستان شده اند:

آن دم که در حیاط پشتی، در زیر نوازش برگ های پاییزی با تو سخن می گفتم، می دانستم که این آخرین دیدار ما خواهد بود، اما چه می شود کرد که پوچی این دنیای مادی با مرگ بر ملا خواهد شد و هر که امروز به راه افتخار نرود، فردا به راه ذلت، برده خواهد شد.

لکن چه باک که پیام آور خوبی ها فرموده باشد، آدمی در زندگی پس از این با هر که دوستش بدارد همراه می شود. پس بدان که اگر بند بند این پیکر مجروح در کوچه پس کوچه های حلب به حراج افسارگسیختگیِ کفتارانِ شومِ مردمانِ غرب نشین برود، من تو را هرگز فراموش نخواهم کرد، و در سرزمینی آبادتر، در حیاط پشتی یک خانه ی زیباتر و در زیر درختان بهاری در انتظارت خواهم نشست.
۹۵/۱۱/۰۳
زندانی زندانی

نظرات  (۱)

فرمود: آقا جان ابدیت در راه داریم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">