افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

هر توانی را تکلیفی است و گاه بر توان مشاهده ، تکلیف توصیف نموده اند،چون چنین باشد،آنچه را می یابم باز خواهم گفت ، لیک می دانم که "سید"،قبیله ام را آموخت که جز از برای خدا ننگارید پس به امید آن روز که نماینده ی او (جل جلاله) به ملاقات دیوار نوشته هایم بیاید و آنچه را نیک می داند باقی گذارد که او خود باقی مانده ای زندانی است.

شعار مقدس مرگ بر اسرائیل

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ب.ظ

در خبرها آمد که رئیس جمهور مستقر جمهوری اسلامی ایران در جمع هوادارانش گفته است که هر بار که ما مرگ بر اسرائیل می گوییم، اسرائیل پول بیشتری از آمریکا می گیرد و لذا با هر مرگ بر اسرائیل، ما او را قوی تر ساخته ایم.

از چند منظر می توان به این فاجعه نگاه کرد. مسئله اول این است که آیا آقای رئیس واقعا فهمشان از مسائل بین الملل و رابطه ی رژیم منحوس و سگ صفت اسرائیل با آمریکای جهان خوار در همین حد است؟ یعنی آن روزی که دودمان فاسد پهلوی کاسه لیسی اسرائیل و آمریکا را می کرد، اسرائیل هر روز ضعیف تر می شد؟ آیا قرار است برخی نیز پا در راهی بگذارند که نهایتش را مردم در 22 بهمن 57 نشان داده اند؟ چه کسی می تواند رابطه ی افول قدرت صهیونیست ها در منطقه ی غرب آسیا، با ظهور شعار مرگ بر اسرائیل در انقلاب اسلامی را منکر شود؟ آن روز که خمینی کبیر دست موسایی خود را از جیبش خارج نمود، اسرائیل تمام اعراب منطقه را با همه ی امکانات مادی، تسلیحاتی و وفاق سیاسی آن روز اعراب- در شش روز شکست داده بود، آن روز که خمینی فریاد توحید سر داد و خدا به واسطه ی او قلوب مومنین را بیدار ساخت، اسرائیل شب ها در غفلت مسلمین خواب فرات را می دید، آن روز که پهلوی در دوران آوارگی سزای یاوه گویی های ممتدش را پس می داد، اسرائیل پا به خاک لبنان نهاده بود و عملا فلسطینیان با از دست دادن امید مبارزه ی مسلحانه، شرف خویش را به قیچی کمپ دیوید سپرده بودند. آری راهی را که محمدرضا پهلوی به انورسادات نشان داد به نقطه ی نابودی هر دوی آن ها ختم شد. آن روزها کسی مرگ بر اسرائیل نمی گفت، آن روزها مرد حکیمی اسرائیل را کودک کش خطاب نمی کرد، اما اسرائیل هر روز بیشتر در حمایت دوستان حرام لقمه ی خود در سرزمین های اسلامی پیش می آمد. تاریخ را نمی شود عوض کرد حتی اگر کتاب تاریخ را وارونه بخوانید.

مسئله دوم اما حرفی است که نمی توان آن را باور کرد. اصلا نمی توان فهمید که کسی برای منافع چند روزه ی دنیای خود به آرمان فلسطین و کودکان در خون غلتیده ی آن پشت کند، اصلا باورش محال به نظر می رسد که کسی دست کمک به سوی صهیونیست ها دراز کرده باشد، اصولا محال می نماید که انسانی در این حد، تمام آخرت خود را برای رسیدن به یک صندلی چهارساله فروخته باشد.

نه، هیچ کس حتی گمانش هم به جنبه ی دوم ماجرا نمی رود، به نظر می رسد که سردرگمی آقای رئیس جمهور در اداره ی کشور، خاطر ایشان را مشوش نموده و ناخودآگاه عنان سخن از دستشان خارج شده است و سخنی را به خطا گفته اند. اما باید هوشیار بود، باید یک چند به تاریخ رجوع کرد و سرنوشت مبارزانی را که در کمپ دیوید، اسرائیل را به رسمیت شناختند بازخواند، باید اندیشید که مگر مرگ آغاز حیات ابدی انسان نیست و آدمی محکوم به پاسخ گویی به هر سخن و بیانی نخواهد بود؟ عزت و ذلت به دست خدای متعال است و اوست که هر که را بخواهد عزیز می کند و هر که را نه، به حال خود وا می نهد، پس پناه به خالق هستی از دست بردن در خون کودکان معصومی که جرمشان محبت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم بود.

۹۶/۰۲/۱۸
زندانی زندانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">