افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

« الدنیا سجن المومن »

افکار یک زندانی

هر توانی را تکلیفی است و گاه بر توان مشاهده ، تکلیف توصیف نموده اند،چون چنین باشد،آنچه را می یابم باز خواهم گفت ، لیک می دانم که "سید"،قبیله ام را آموخت که جز از برای خدا ننگارید پس به امید آن روز که نماینده ی او (جل جلاله) به ملاقات دیوار نوشته هایم بیاید و آنچه را نیک می داند باقی گذارد که او خود باقی مانده ای زندانی است.

جایگاه اساسی عمل اجتماعی در اسلام

شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۲۹ ب.ظ

هر انسانی که شهادتین را از سر اخلاص بر زبان جاری می سازد، در زمره مسلمانان وارد می شود و مسلمان آن کسی است که در برابر خدای متعال تسلیم باشد. این بدان معناست که اسلام از لحظه ی شروع بار تکلیف را بر شانه ی انسان می نهد و از این روست که مسلمانی مساوی است با تکلیف مداری.

این تکلیف در طول دوران حیات بشر با دو چهره خود را به ما می شناساند، گرچه در حقیقت ذات خود یک معنا دارد و آن هم بندگی خدای متعال است. چهره نخست "عمل فردی" ایمان آورندگان  و چهره دیگر "عمل اجتماعی" آنان است. قسم اول حوزه ی عمل به فروع دین و قسم دوم قلمروی اصول دین است. عمل فردی انسان در حوزه ی فروع دین همواره موضع تبلیغ مبلغان بوده است و بیان آن روشن می نماید اما اینکه چگونه عمل اجتماعی ما با اصول دین مرتبط می شود، محل سوال است. توضیح آنکه خداوند توحید، معاد و عدالت خود را به واسطه ی نبوت و امامت در جامعه تسری می دهد. بروز حقیقی توحید و معاد و عدالت الهی در حکومتی است که انبیا و امامان بر پا می سازند. و از این رو پذیرفتن ولایت حق یا ولایت باطل که اصل و اساس عمل اجتماعی مسلمین است نسبت آنان را با اصول دین بر قرار می سازد. نکته ای که بیان آن از ابتدا ضروری می نمود این است که عمل فردی و عمل اجتماعی فرد تأثیری متقابل دارند، چه آنکه حضرت اباعبدالله در روز عاشورا فرمود که کوفیان از آن روی بدین هلاکت افکنده شدند که شکم هاشان را از حرام پر نمودند. این بدان معناست که کوتاهی در انجام تکالیف فردی انسان را از انجام تکالیف اجتماعی خویش باز می دارد. همچنین عمل به تکالیف اجتماعی و پذیرفتن ولایت انبیا و امامان باعث می گردد فرد در مسیر عمل به تکالیف فردی خود گام بردارد. لکن باید دانست که این تکلیف اجتماعی فرد است که عافیت او را رقم خواهد زد، چه آنکه رسول اکرم فرمود که نماز و حج بی ولایت علی بن ابیطالب سودی نخواهد داشت. و در روز حشر نیز این عمل به تکلیف اجتماعی انسان است که موجب شفاعت در کوتاهی های عمل فردی او می گردد. پس شفاعت را اینگونه باید معنا نمود که فرد با پذیرفتن ولایت حق که همان ولایت رسول اکرم و وصی او است، در عمل به تکالیف خود در حوزه اصول دین توفیق می یابد و بدین واسطه کاستی های عمل او در حوزه ی فروع دین مورد بخشش و جبران الهی قرار میگیرد.

حاصل آنکه تاکیدات فراوان در بیان معصومین در رابطه با ولایت امیرالمومنین از آن روست که تحقق توحید جز با برقرار شدن حکومت صالحان میسر نیست و آیا دین چیزی جز پذیرفتن سلطه ی حقیقی الله بر عالم است؟ ولایت امیرالمومنین از آن روی چنین پر اهمیت است که مجرای تسری حکومت الهی در زندگانی تک تک افراد جامعه است و این مهم بدست نمی آید مگر آنکه امام معصوم عنان امور جامعه را با برپا نمودن دولت خویش بدست گیرد. به همین دلیل دین اصولا و اساسا یک امر سیاسی است. آنان که اسلام را به حوزه ی تکالیف فردی منحصر نمودند و می نمایند با هر لباس و هر مقام فقهی، اخلاقی و عرفانی که خود را معرفی می نمایند یا ندانسته و یا به عمد عمله ی دست طاغوت بوده و هستند. اسلام بدون حکومت اسلام بدون تسری توحید در جامعه و زندگی فرد فرد مسلمانان است، اسلام بدون حکومت نماز بدون توحید و حج بدون معبود است، انگار که آدمی سر به سجده بگذارد اما حکومت مسجود را نپذیرفته باشد و حقیقتا چنین چیزی را اسلام نمی توان خواند.

۹۶/۰۴/۰۳
زندانی زندانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">